تبليغاتX
امپراتوري فراموش شده
دوشنبه 11 تیر1386
جايگاه آتش در كيش زرتشت

 

بر خلاف آنچه شايع شده است، زرتشتيان آتش پرست نيستند، بلكه از آنجا كه آتش بزرگترين پاك كننده و در عين حال پكترين و نوراني ترين عنصر است، آنرا رمز و سمبل اهورامزدا مي دانند. زرتشت با انتخاب آتش بعنوان نشانه ي كيش خويش از پيروان خود خواسته است كه:

- همچون آتش پاك و درخشان باشند.

- همانگونه كه پيوسته شعله هاي آتش رو به بالا مي رود، پيروان او نيز بسوي بالا، يعني به طرف روحانيت، انسانيت و ترقي و تعالي عروج يابند.

- آتش منبع زيبايي و اساس حيات و فعال و بي قرار استو تا بازپسين دم حيات لحظه اي از كوشش باز نمي ايستد. انسان نيز بايد يكپارچه شور و شوق باشد و دمي از كار و كوشش دست نكشد. آتشي كه در درون آدمي را از آلودگي پاك مي كند چيزي جز (اشا) نيست كه از طريق رعايت اصول سه گانه ي ( انديشه ي نيك، گفتار نيك، كردار نيك ) بدست ميآيد.

در ايران باستان آتشكده ها تنها جاي عبادت نبود، بلكه به عنوان دادگاه، درمانگاه و دبستان نيز از آنها استفاده مي شد. در آتشكده ها موبدان به دادرسي مي پرداختند و بيماران روحي و جسمي علاج مي شدند. علاوه ير اين ها هر آتشكده مجهز به كتابخانه اي جامع بود و در آنجا كودكان دروس ديني را فرامي گرفتند.   

+ مهدي ميرغياثي
سه شنبه 1 خرداد1386
سهم فرهنگ ايران در اسلام

اگر چه ايران بعد از اسلام به ظاهر شكست خورده و مغلوب تلقي مي شد، ولي در واقع از لحاظ فرهنگ و تمدن غلبه با او بوده است. اگر چه ايراني فرهنگ و تمدن خود را به محيط اسلامي ارمغان داد ودر نتيجه فرهنگ و تمدني آميخته از تعاليم اسلامي و ايراني بوجود آمد كه نيروي عظيم خود را در جهان آن روز گسترش داده بود.

ابن خلدون مي نويسد: حاملان علومحديث، فقه، كلام، تفسير و ساير دانش هاي اسلامي قومي از همين تيره و نژاد بوده اند و جز عجمها به صيانتو يا تدوين اين علوم قيام نكردند. علاوه بر اين در پيشبرد وگسترش علوم عقلي نيز سهم بسزايي داشتند.

 حتي حضرت علي (ع) ايرانيان را حكما و بزرگواران معرفي فرمود: وقتي گروه هايي از ايرانيان در جنگ با تازيان اسير شدند خواستند رفتاري توهين آميز با آنها داشته باشند، كه علي (ع) فرمود پيامبر اسلام به ما گفت بزرگواران هر قومي را گرامي داريد اگر چه با شما به مخالفت برخيزند و اين اقوام پارسي حكما و بزرگوارن.

امام صادق (ع) در يكي ازبيانات خود فضائل روحي ومعنوي ايرانيان و انعطاف آنها را در برابر علم و ايمان مي نمايند و نشان مي دهد كه اين ملت همواره براي پذيرش حق و حقيقت آمادگي و انعطاف داشته و لذا از بهترين فرهنگ ها و تمدن ها برخوردار بوده اند وي ضمن تفسير آيه: ولونزلنا علي بعض الا عجمين فقرا عليهم ما كانوا به مومنين. فرمود اگر قرآن بر عجم نازل مي شد عرب به آن ايمان نمي آورد، درحاليكه قرآن بر عرب نازل شد و عجم يعني ايراني، و جز آنها بدان ايمان آوردند، واين خود مزيتي براي ايراني است كه در برابر يك واقعيت ديني تسليم است.  

+ مهدي ميرغياثي
پنجشنبه 6 اردیبهشت1386
نگاهي به تجارت آزاد در ايران قديم

 

قدمت بازرگاني به پيش از اختراع پول باز مي‌گردد. با پيدايش سكه بازرگاني از سهولت بيشتري برخوردار شد.

در دوره هخامنشي، ايرانيان پس از فتوحات بسيار در آسياي صغير به وجود سكه و لزوم آن پي بردند.  داريوش براي اولين بار در ايران به ضرب سكه‌هاي طلا و نقره ( سكه‌هاي طلا معروف به " دريك " و سكه‌هاي نقره معروف به  " شكل " ) اقدام كرد و پس از آن بود كه جريان معاملات در ايالت‌هاي غربي شاهنشاهي رو به ترقي نهاد. 
دولت هخامنشي پس از ضرب سكه كه اقدام مهمي در تسهيل امر بازرگاني بود، به جاده‌سازي و ايجاد خطوط ارتباطي بين شهرها توجه نمود كه در نتيجه آن، جاده شاهي ساخته شد. اين جاده از شوش آغاز و به دجله،كيليكيه ، كاپادوكيه ، سارد و سرانجام به افس در آسياي صغير منتهي مي شد. طول اين راه 2680  كيلومتر بود و 111 منزل يا مهمانسرا در اين مسير وجود داشت. كاروان‌ها اين مسير را معمولاً در 90 روز مي‌پيمودند اما، پيك شاهي اين مسير را تنها در طول يك هفته طي مي‌كرد. راه‌هاي ارتباطي دريايي و خشكي و احداث جاده‌هاي مختلف با وسايل آسايش، كمك بزرگي به حيات اقتصادي و تجارت دولت هخامنشي كرد.
در دوران هخامنشي، بابليان بازرگاناني پويا بودند. كلدانيان نيز مس، قلع و آهن را از مهاجرنشين‌هاي يوناني ليدي، فرآورده‌هاي شيميايي و رنگ را از مصر و به بركت فعاليت فنيقيان محصولات مختلف كشاورزي را از سواحل مديترانه وارد مي‌كردند. در مقابل، بابل به صدور پشم، پارچه‌هاي گلدوزي شده يا مليله‌دوزي و نيز انواع اشياي سبدبافي مي‌پرداخت. بازرگاني بين‌المللي در اين دوره از امنيت برخوردار بود و كاروان‌ها بدون نياز به حمايت خاصي در سراسر كشور رفت و آمد مي‌كردند.
در اين دوران تعرفه گمركي وجود نداشت. 

در دوره ساسانيان نيز، ايران با تسلط بر خليج فارس، بندرهايي چون بوشهر و سيراف كه مراكز مهم بازرگاني بودند، و جاده ابريشم، توانست در امر بازرگاني بسيار پيشرفت كند و با توجه به مناطق شرقي‌تر موجب كشمكش و رقابتي ميان امپراتوري ساساني با امپراتوري روم شرقي (بيزانس) شد. ابريشم مهم‌ترين كالايي بود كه روميان خواستار آن بودند. از اين رو، در كار بازرگانان ايراني كارشكني مي‌كردند تا ابريشم و ساير كالاها را به بهايي ارزان‌تر تهيه كنند. بازرگانان ايراني هم آرام ننشستند و نسبت به ايجاد مراكزي در چين اقدام كردند. با احداث بنادر و مهاجرنشين‌هاي ايراني در شرق آسيا، روميان تا اندازه‌اي قدرت رقابت را از دست دادند.
 جاده ابريشم مشرق زمين را به غرب پيوند مي داد و ايران منطقه حايل يا مياني اين جاده بين‌المللي محسوب مي‌شد. لازمه تجارت در اين مسير پرداخت ماليات‌ها و عوارض گوناگوني بود كه دولت ايران از محموله‌هاي در حال حركت از شرق به غرب اخذ مي‌كرد و  ازاين طريق سود فراواني به خزانه سلطنتي سرازير مي شد. در مقابل، دولت ايران نيز موظف بود كه از جاده‌ها حراست و امنيت جاده‌ها را تضمين كند.
در اواخر دوره ساساني، دولت ايران عوارض گمركي را افزايش داد و اين امر موجب كاهش روابط تجاري ميان ايران و بيزانس شد. جنگ با ارمنستان نيز حجم تجارت در شمال و بازرگاني راه ابريشم را كاهش داده بود. اما در هر حال، ساسانيان حق انحصاري تجارت ابريشم را به مدتي طولاني در دست خود نگه داشتند.
در سده ششم، قوانيني براي تجارت ميان ايران و روم وضع شد كه بنا بر آن بازرگانان رومي و ايراني بايد در مناطقي كه توسط دو امپراتوري از پيش معين شده به داد و ستد مي پرداختند و هيچ يك از دو طرف نمي‌توانست به امپراتوري ديگر مسافرت كند. اين نقشه از آن رو طرح‌ريزي شده بود تا اسرار (اقتصادي) دولتي محفوظ بماند. در نتيجه ، بازرگانان ايراني مجبور شدند در ايران بمانند يا به سوي خاور تا چين سفر كنند و بازرگانان رومي نيز ناچار شدند در روم بمانند و از ساير اتباع امپراتوري نظير حبشيان (اتيوپيايي‌ها) به عنوان واسطه‌اي براي تجارت از راه آبي استفاده كنند. تعرفه‌ها و عوارض سنگيني كه هر دو طرف وضع مي‌كردند و گاه در مناطق مقرر براي ملاقات تجار حتي به ده درصد نيز مي‌رسيد، باعث شد تا مناطقي كه تحت تسلط هيچ يك از دو امپراتوري قرار نداشتند، نظير بازار الشهر در ساحل جنوبي عربستان، رونق يابند و پرجمعيت‌تر شوند.
اين گونه بود كه در اواخر دوره ساساني، عربستان به يك مركز تجاري مهم تبديل شد .

 

 

+ مهدي ميرغياثي
پنجشنبه 30 فروردین1386
هنر اشكانيان

 

با برافتادن هخامنشيان و پيروزي اسكندر مقدوني هنر ملي ايران نخست دچار گسستگي شد و سپس به هنري كه آن را مي توان هنر يوناني – ايراني خواند، انجاميد. اين هنر نسبت به هنر هخامنشي نشان از پس ماندگي بزرگي دارد.اين وضع تا روي كارآمدن مهرداد دوم اشكاني (123ق م) كه امپراتوري اشكاني را به صورت يك قدرت بزرگ جهاني برپا داشت، محسوس است. در اين فاصلة‌ زماني با 3 شيوة هنري در ايران روبه رو هستيم: 1. هنر تقليد شده از يونان، 2. هنر يوناني – ايراني، 3. هنر ايراني (گيرشمن، هنرايران … پارتي … ،18)، اما تمايل به تجدد ملي در همة شئون فرهنگي و سياسي از جمله در هنر كه هرگز شعله هاي آن در ايران فرو ننشسته بود، با پادشاهي مهرداد بار ديگر فزوني گرفت و راه بازگشت و رسيدن به هنر« ايران نو» هموار شد. در اين شيوة نوين، هنر ايران هرچند به روشهاي ابتدايي تر بازگشت داشت، اما با كوشش و تحولي همراه بود و هنر ملي ايراني بدون آميختگي با عناصر بيگانه بار ديگر زنده شد. بازگشت به چهره سازي تمام رخ كه دوباره كاربرد گسترده و همه گير در هنر اشكاني يافت، نمونة روشن اين جنبش هنري است كه در هنر پيش از تاريخ ايران ريشه داشت و به هيچ روي نمي توان آن را به هنر يوناني نسبت داد. با اين ديدگاه تمامي شاخه‍هاي هنر اشكاني را مي توان بررسي كرد. در شهرسازي ساختن شهرها با طرح دايره اي شكل به طرح رسمي شهرسازي اشكاني تبديل شد. در اين طرح ملاحظات دفاعي نقشي اساسي داشت. همين طرح در قرون وسطي در غرب يا گستردگي تقليد شد و رواج يافت.

 

 

+ مهدي ميرغياثي
دوشنبه 21 اسفند1385
از سيصد !!!

 

۳۰۰

 

اين پست    رو بخونين و اينجا        +           كليك كنين تا ...

 

 

 

 

+ مهدي ميرغياثي
پنجشنبه 17 اسفند1385
نقش برجسته هاي ساساني

 

 

 

برجسته كاري هاي شاهان ساساني ، بويژه آن هايي كه مربوط به اردشير يكم و اعمال پسرش شاپور مي شوند و بي ترديد از همه مشهور ترند، ارتباط نزديكتري با اسناد و مدارك كتيبه شناختي چه از لحاظ محل چه از نظر موضوع دارند. اين برجسته كاري ها از لحاظ محلي كه براي حجاري آن ها انتخاب شده يعني جاهاي مقدس نياكان يا محل پيروزي هاي بزرگ خود ايشان، از لحاظ تركيبشان با رويداد هاي كيهاني و دنيوي، ونيز از لحاظ خصلت تركيبي و تراكم يافته خويش، اسناد و مدارك گويايي هستند از تصوري كه شاهان از خود داشته اند و تلاشي كه مي كرده اند تا به قدرت خويش حقانيت و مشروعيت ببخشند. اين برجسته كاري ها از لحاظ چهره نگاري و قيافه شناسي نيز اهميت دارند چون غالبا" شاهان راهمراه باخويشاوندان و مقامات بلند پايه نشان مي دهند. بيش از سي برجسته كاري از شاهان ساساني باقي مانده است كه تعداد انديكي از آن ها در خارج از ايالت زادگاهي ايشان يعني فارس قرار دارد، به علاوه تقريبا" همه ي آن ها به فرمان و سفارش نخستان فرمانروايان سده هاي سوم و چهارم حجاري شده اند. مضمون غالب آن ها مراسم اعطاي قدرت به شاه از سوي خدايان است، چند برجسته كاري شاه را در حال پيروزي بر دشمنان امپراتوري يا نبرد با ايشان نشان مي دهد، و بقيه نشان دهنده ي شاه بر تخت سلطنت يا همراه با ملازمين اوست. ساسانيان در اين تصوير ها از الگوي اوله هنر برجسته كاري باستاني ايراني پيروي كرده اند، گر چه آثار آن ها به درستي به عنوان اوج هنر اوليه برجسته كاري بر تخت سنگ در ايران توصيف شده است.

آيا همه ي اين مضامين هدف يگانه اي دارند، يا بعضي را مي توان گواهي هاي آرماني شده ي رويدادهاي تاريخي و بعضي ديگر را تصورات  حقيقت پنداشته شده انگاشت؟ 

 

 

 

+ مهدي ميرغياثي
جمعه 13 بهمن1385
مصر (1100-715 ق.م)

 

 

در اين دوره از تاريخ مصر پادشاهان مصري سرزمين هاي مفتوحه خود را در سوريه و فلسطين و نيز در نوبيه از دست داد. اين كشور ديگر نمي توانست در قلب سرزمين خويش وحدتش را حفظ كند. براي مثال، كاهن بزرگ آمون در شهر تبس خود را فرمانروايي نيمه مستقلاعلام كرد. ليبيايي ها به درون دلتاي نيل و منطقه فيوم نفوذ كردند و در آنجا اقامت كردند. ميان سال هاي 950-730 ق.م مصر حتي تحت فرمانروايي سلسله فراعنه ليبيايي قرار گرفت.

 مصر به تلاش هایی دست زد تا سرزمین از دست رفته خود را در فلسطین بازپس گیرد. یکی از شاهان ليبيايي موفق شد به اورشلیم، پايتخت پادشاهي جديدالتاسيس يهودا ، نفوذ كند. او معبد آنجا را غارت كرد ولي در استقرار دائمي قدرت مصر در يهودا ناكام ماند.

در دوره اي كه مشهور به پادشاهي متاخر (715-332 ق.م) است، مصر تقريبا" پيوسته تحت حاكميت قدرت هاي خارجي بود و فقط براي مدت كوتاهي توانست استقلال خود را به دست آورد.

    

+ مهدي ميرغياثي
Image and video hosting by TinyPic